تشکیل محور گازی اوراسیا بر مدار تهران-مسکو؟

به گزارش انرژی پرس؛ پس از کاهش صادرات گاز روسیه به اروپا، کرملین به دنبال انتقال بیشتر گاز طبیعی خود به شرق است. اگرچه چین و هند همچنان مهمترین مقاصد صادراتی مسکو در آسیا هستند، اما به نظر میرسد روسیه خریدار جدیدی به نام ایران پیدا کرده است. البته ایران برای ارسال محصولات انرژی خود به خارج از کشور به خطوط لوله گاز جدید نیاز دارد، زیرا مسیرهای موجود به ترکیه و عراق تنها میتوانند حجم اندکی را تامین کنند.
به عبارت دیگر، روسیه که از غرب منزوی شده، بیشتر به بازارهای خاورمیانه و آسیا وابسته شده است و ایران میتواند نقش برجستهای در این محاسبات داشته باشد. تحلیلگران انتظار دارند که تهران این گاز را با قیمت پایین خریداری کند و سپس آن را به ترکیه، پاکستان و حتی افغانستان بفروشد که درآمد ارزی ایران را افزایش میدهد. این قرارداد همچنین به نفع گازپروم خواهد بود، زیرا خطرعدم پرداخت را متحمل نخواهد شد.
تقویت محور گازی اورسیا
روسیه و ایران وارد مراحل نهایی مذاکراتی شدهاند که میتواند پویایی انرژی آسیای مرکزی و جنوبی را تغییر دهد. براساس پیشبینیها هجدهمین نشست آتی کمیسیون بین دولتی روسیه و ایران (IGC) در ۲۳ تا ۲۵ آوریل در مسکو برگزار و منجر به رسمی شدن توافق گازی بین روسیه به ایران میشود. این توافق گویای همسویی راهبردی دو قدرت تحریم شده که به دنبال تنظیم مجدد مسیرهای تجاری منطقهای، تنوع بخشیدن به بازارهای صادراتی و به چالش کشیدن سلطه غرب بر جریان انرژی جهانی است.
آمادهسازی فشرده برای IGC ماههاست که در حال انجام است. بطوریکه مارس ۲۰۲۵ شاهد انبوهی از دیدارهای سطح بالا بین مقامات روسیه و ایران بود که تمرکز آنها رفع موانع باقیمانده برای همکاری انرژی و نهایی کردن جنبههای فنی، مالی و لجستیکی ترتیبات انتقال گاز است.
اگرچه ایران با تولید سالانه بیش از ۲۷۰ میلیارد متر مکعب یک ابرقدرت گازی است، اما با ناهماهنگیهای جغرافیایی و زیرساختی دست و پنجه نرم میکند. بیشتر گاز کشور در جنوب تولید میشود، در حالی که عمده تقاضای داخلی در شمال متمرکز است. اینعدم تعادل شمال-جنوب، همراه با محدودیتهای تحریمهای آمریکا، عملیات سوآپ و واردات منطقهای را برای حفظ امنیت عرضه حیاتی میکند.
از سال ۲۰۲۲، روسیه و ایران در حال بررسی چنین مکانیسمهایی بودند که امضای تفاهم نامه راهبردی بین گازپروم و شرکت ملی گاز ایران (NIGC) در ژوئن ۲۰۲۴ یک گام اساسی در این راستاست.
دو سیستم خط لوله، نخست روسیه و آذربایجان و دیگری آذربایجان و ایران را به هم متصل میکند که برای استفاده کوتاه مدت آماده هستند. اگرچه انتظار میرود حجم اولیه مبادلات اندک و حدود ۲ میلیارد مترمکعب در سال باشد، اما زیرساختها را میتوان افزایش داد. حتی ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، به حجم بلندمدت تا ۵۵ میلیارد مترمکعب اشاره کرده است، مشروط بر اینکه چالشهای سیاسی، مالی و لجستیکی برطرف شود.
انتخاب مسیر آذربایجان علاوه بر مسائل مهندسی، به ژئوپلیتیک هم مربوط میشود. البته جایگزین – از طریق قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان – ظرفیت بیشتر و انعطافپذیری طولانیمدت را ارائه میدهد، اما با شبکه پیچیدهتری از مذاکرات ترانزیت همراه است. با این وجود، مسیر آسیای مرکزی هنوز روی میز است و اگر حجم بیشتری در نظر گرفته شود یا اگر کریدور آذربایجان با محدودیتهای پیش بینی نشده مواجه شود، احتمالا بررسی شود.
در حال حاضر، مسیر آذربایجان نقطه شروع مطمئنی را فراهم میکند. زیرساختهای دوران شوروی امکان بهرهبرداری سریع را فراهم میکند. به باور کارشناسان انرژی مبادلات اولیه احتمالا به شکل سوآپ باشد که محدودیتهای عرضه شمالی ایران را کاهش میدهد و در عین حال نقش این کشور را به عنوان یک هاب انرژی منطقهای تقویت میکند.
یک مسئله حل نشده باقی مانده و آن «قیمت گذاری» است. مذاکره کنندگان در حال کار برای تعیین برابری بین ارزش حرارتی نفت و گاز، یک جزء استاندارد از قراردادهای بلندمدت هستند. با این حال، با توجه به فقدان تجهیزات اندازهگیری مدرن و سیستمهای قیمتگذاری منحصربهفرد ایران، این موضوع به یک مشکل تبدیل شده است. با این حال، انگیزه سیاسی هر دو طرف برای پیشرفت این همکاری قوی به نظر میرسد.
بلندپروازی ایران برای تبدیل شدن به یک هاب گاز منطقهای – مانند عملیات سوآپ با ترکمنستان، ترکیه و عراق- این کشور را ملزم به پذیرش هنجارهای قیمتگذاری بین المللی میکند. روسیه نیز، ایران را در این معامله نه تنها یک بازار، بلکه یک دروازه راهبردی میداند.
این معامله نشان دهنده یک تحول بزرگ است. در صورت افزایش حجم اولیه، همکاریهای گازی روسیه و ایران میتواند به یک پروژه بزرگ منطقهای تبدیل شود. شبکه گاز بین قارهای که منابع روسیه، ترانزیت ایران، ذخایر آسیای مرکزی و بازارهای آسیای جنوبی را به هم متصل میکند.
در صورت تحقق ارسال گاز روسیه از طریق آذربایجان به ایران با هدف تامین شبکه داخلی و سپس صادرات به کشورهای جنوب آسیا مانند هند و پاکستان، این «حلقه گاز آسیایی» میتواند به بازارهای مصرفی عظیم – هند، پاکستان، عراق، ترکیه – صادر و محدودیتهای عرضه داخلی در آسیای مرکزی را کاهش و به این کشورها اجازه دهد تا از طریق سیستم خط لوله گاز آسیای مرکزی-چین به تعهدات صادراتی خود عمل کنند.
در مجموع، عرضه اولیه ۲ میلیارد متر مکعب گاز از روسیه به ایران احتمالا کم به نظر برسد. اما از نظر نمادین و استراتژیک، آغاز یک تغییر بالقوه دگرگونکننده است. فراتر از انرژی، همسویی سیاسی روسیه و ایران را تقویت و راه را برای همکاریهای گستردهتر در زیرساختها و توسعه فناوری میگشاید. البته این همکاری احتمالا در گاز خلاصه نشود و بخش انرژی اوراسیا را شامل شود. در اینصورت، دهه آینده شاهد ظهور یک کریدور انرژی اوراسیا خواهد بود که نه تنها از روی ضرورت، بلکه از همگرایی راهبردی ساخته شده است.
اگر روسیه و ایران بتوانند در مورد مکانیسمهایی برای دور زدن تحریمهای غرب و هماهنگی در زمینه صادرات انرژی به توافق برسند، اتحادیه اروپا باید به عرضه نفت از عربستان سعودی و امارات متحده عربی و LNG از ایالات متحده و قطر تکیه کند. چنین نتیجهای میتواند منجر به افزایش قیمت انرژی در سطح جهان و کمبود گاز بیشتر در اروپا شود، بهویژه پس از آن که مسکو و ریاض در اوپک پلاس کاهش شدید نفت را اعلام کردند. در واقع، مسکو و تهران حتی میتوانند تلاش کنند تا یک «کارتل گاز جهانی» ایجاد کنند و به آنها اهرم قابل توجهی بر غرب، به ویژه کشورهای اروپایی که به شدت به واردات گاز وابسته هستند، بدهد.
برچسب ها :بازار گاز ، صادرات گاز ، صادرات گاز روسیه به اروپا ، محور گازی اوراسیا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰